العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

24

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

به چيز ديگرى شرّ باشد ، و در اين هنگام اسناد هر دوى آنها به يك ذات صحيح خواهد بود . [ زيرا شىء واحد هم خير است و هم شرّ ، خير است نسبت به يك چيز و شر است نسبت به چيز ديگر ، و آن شىء ناگزير مستند به يك فاعل خواهد بود . و در نتيجه آن فاعل ، هم مبدأ خير است و هم مبدأ شر . ] پاسخ شبههء نظام آن است كه حكم به محال بودن صدور فعل قبيح از خداى سبحان [ در بيان نظام ] با توجه به داعى است ، [ و اينكه كسى كه كار زشت انجام مىدهد ، مثلا دروغ مىگويد يا ظلم مىكند ، به خاطر آن است كه مىخواهد از اين طريق خيرى را براى خود به دست آورد و نيازى از نيازهايش را برآورد و يا آنكه از قبح آن كار بىخبر است . و چون اين دو امر در حق خداى سبحان روا نيست ، او هرگز فعل قبيح انجام نمىدهد و صدور قبيح از او محال است . ] و از اين رو ، منافاتى با امكان ذاتى صدور فعل قبيح ، كه مقتضى صحت تعلق [ قدرت ] قادر به آن است ، ندارد . پاسخ شبههء بلخى آن است كه طاعت و بيهوده بودن ، دو صفت است براى فعل كه [ با توجه به اعتبارات خارجى بر فعل آنگاه كه از مكلف صادر مىشود ، عارض مىگردد ، و ] مقتضى اختلاف ذاتى افعال نمىگردند . [ ذات فعل ما مثلا تحريك است ، كه در شرايط خاصى طاعت و در شرايطى ، عبث خواهد بود . اين تحريك مىتواند مستند به خداى سبحان باشد بىآنكه متصف به طاعت و يا عبث شود . ] پاسخ شبههء جبائيان آن است كه عدم وقتى حاصل مىشود كه براى قادر ديگر داعى بر ايجاد فعل وجود نداشته باشد . [ بنابراين ، در فرض ياد شده ، كه خداوند ارادهء ايجاد فعل دارد و بنده ارادهء عدم آن ، فعل ايجاد مىشود و ديگر معدوم نخواهد بود و در نتيجه اجتماع وجود و عدم لازم نمىآيد . ]